44259821 (021)

9421733 (0903)

ستارخان

آموزشگاه موسیقی شهرآرا

آموزشگاه موسیقی برومند یکی از شناخته شده ترین آموزشگاه های موسیقی شهرآرا است که با ارائه خدمات آموزشی در حوزه موسیقی همراه شماست.

انواع ساز های سنتی ایرانی

به سایت آموزشگاه موسیقی برومند خوش آمدید!
این آموزشگاه با مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تأسیس شده و فعالیتهای این سایت تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است

مطالب و مقالات موسیقی

آموزش کلیه ساز های کلاسیک غربی و کلاسیک اعم از ارگ ، پیانو ، پرکاشن ، ساکسیفون ، آکوردئون ، کاخن ،تومبا و... و کلیه سازهای ایرانی اعم از تار ، تنبک ، سنتور ، سه تار ، کمانچه ، دایره و ...

جالب هست که بدانید خیلی زود ایرانیها و ترک ها ویولن را برای خود بومی کردند و سبک ها و روشهای مخصوص به خود برای کوک کردن و نواختن آن ابداع کردند. ویولن ساز زهی و آرشه‌ای است. این ساز کوچک‌ترین عضو سازهای زهی-آرشه‌ای است. برای نواختن ویولن معمولاً روی شانه چپ قرار می‌گیرد و با آرشه که در دست راست نوازنده است نواخته می‌شود. کوک سیم‌های ویولن از زیر به بم به ترتیب: • می (سیم اول) • لا (سیم دوم) • ر (سیم سوم) • سل (سیم چهارم) اصوات سیم‌های مجاور نسبت به یکدیگر فاصله پنجم درست را تشکیل می‌دهند. در این وسعت صدا ویولن قادر است تمام فواصل کروماتیک و کوچک‌تر از آن را اجرا نماید. استفاده از ویولن در اروپا به قرن ۹ میلادی باز می‌گردد. بسیاری معتقدند که ویولن نمونه تکمیل شده ساز رباب است. رباب سازی است که بعدها وقتی به اروپا آورده شد و تغییراتی در آن به‌وجود آمد به نام ربک در اروپا شهرت گرفت. برخی بر این باورند که ساز ویلن متعلق به یک امپراطوری هند در حدود ۵۰۰۰ سال قبل از میلاد بوده است و برخی دیگر ریشه آن را در آفریقا و حتی کشورهای عربی می‌دانند. فرم‌های اولیه دارای سوراخی بودند که بر روی ساز قرار داشت اما بعدها این سوراخ از بدنه سازها حذف شدند و این ساز با سه سیم سرآغاز ساز ویلن تکامل یافته در سال‌های آینده شد. در اروپا از قرن ۱۱ به بعد ساز ویلن به صورت تکامل یافته دیده می‌شود. سازندگان از اولین سازندگان ویولن می‌توان به گاسپارو برتولتی ایتالیایی نام برد، که در برخی موارد وی را مخترع این ساز می‌دانند. از شاگردان مشهور گاسپارو برتولتی آندره آماتی بود که او هم بهترین سازنده ویولن در سطح جهان یعنی آنتونیو استرادیواری ایتالیایی را پرورش داد. تا کنون کسی در جهان پیدا نشده که نه تنها بتواند هنر او را تکمیل نماید بلکه قادر نبوده ویولنی بسازد که از حیث زیبایی و صوت بتواند با ویولن‌های آنتونیو استرادیواری برابری نماید. تاکنون بیش از سه سده از اختراع اولین نمونه ویولن توسط گاسپارو برتولتی می‌گذرد و در این مدت با وجودی که کشفیات جدیدی در علوم فیزیک و شیمی نموده‌اند نه تنها نتوانسته‌اند در ساختمان ویولن تغییری بدهند بلکه از رموز کار سازندگان قدیم نیز چیزی درک نکرده‌اند.

آشنایی با ویولن؛ سازی دل نشین عده کثیری از تاریخ نویسان موسیقی منشا آن چیزی را که ما امروزه به نام ویولن می شناسیم از ایتالیا، در سالهای 1496 تا 1505 میدانند.این ساز از ۵۸ قطعه مختلف ساخته می‌شود. وزن آن در حدود ۴۰۰ گرم می‌باشد. ویولن از کجا آمده است؟ عده کثیری از تاریخ نویسان موسیقی منشا آن چیزی را که ما امروزه به نام ویولن می شناسیم از ایتالیا، در سالهای ۱۴۹۶ تا ۱۵۰۵ میدانند. تا سالها پس از ساخت این ساز، از آن تنها برای همراهی سایر سازها استفاده میشد، چرا که موسیقیدانها به ضعف رنگ آمیزی موسیقی توسط سازهای بادی پی برده بودند و نیاز به سازی با رنگ صدای جدیدتر داشتند. اواسط قرن ۱۷ بود که ویولن بعنوان یک ساز solo مطرح شد، البته این ساز ابتدا فقط در محافل رسمی و اشرافی نواخته میشد اما بتدریج به پای به محافل طبقه متوسط و عادی نیز گذاشت. روایت های دیگری نیز راجع به این ساز وجود دارد. اگر به زمانهای قدیم بازگردیم در سرزمینهای اسلامی اعراب، سازی بوده بنام Rebab که تنها یک سیم داشته. بتدریج با گذشت زمان و پیشرفت علم و موسیقی، اعراب به تعداد سیم های آن افزودند و ساز دیگری بنام Rebec بوجود آمد. آموزش ویولن به صورت گسترده در سراسر کشور با کمک آکادمی ها و آموزشگاه های موسیقی برای بانوان و آقایان در رده های سنی متفاوت انجام می شود.

چگونه به روش ارف به کودکان موسیقی می آموزند؟ گام ۱ روش اُرف بر جدایی‌ناپذیری موسیقی، حرکت، و کلام پایه گذاری شده و کودکان برای بیان احساسات خود حرکت و کلام را در خود می‌آمیزند و به شکل مجزا استفاده نمی‌کنند. کودک در حال انجام حرکات موزون غالباً آواز می‌خواند و وقتی آواز می‌خواند اغلب با “ریتم” آوازاش حرکت می‌کند. این روش نشان دهنده آنست که آموزش موسیقی برای کودکان باید با ساده‌ترین و آسان ترین مفاهیم و آوازهای مناسب برای کودکان آغاز شود. گام ۲ روش اُرف بر مبنای آموزش موسیقی به کودکان از طریق اجزای آن یعنی ریتم (با استفاده از اسامی ریتمیک خاص حیوانات و شخصیت های مورد علاقه کودکان، دست زدن، پای کوبیدن و واکنش های مختلف کودک در زمان های مشخصی از شنیدن نت ها و…) و صدا از طریق آموزش غیر مستقیم و مرحله به مرحله (هر یک یا دو نت در یک بازه زمانی خاص) و همچنین آمیختن این ارکان با حرکات ریتمیک و موزون که خود کمک به درک بهتر موسیقی توسط بچه ها می کند انجام می شود. بعدها کارل اُرف برای سهولت نواختن موسیقی توسط کودکان با استفاده از الهام گرفتن از تعدادی ساز بومی سایر ملل اقدام به ابداع سازهایی ساده نمود که به مجموعه این سازها “سازهای اُرف” گفته می شود. گام ۳ سازهای مورد استفاده در روش اُرف مثل همه‌ سازهای آموزشی دیگر است؛ یعنی روش استفاده آنها مثل هم است ولی مزیت آنها ساختن دنیایی از صداهایی است که فوق‌العاده شعر گونه‌اند. سازهایی مثل زایلونونهای سوپرانو، آلتو و باس و متالوفونهای سوپرانو و آلتو و باس-ریکوردرهای آلتو و سوپرانو و سازهای ریتمیک مثل دقک و خاشخاشک و دایره زنگی و طبلکها و… از این سازها می توان برای ساختن صدای پس‌زمینه‌ای ملایم و نرم، همراهی گرم و قوی، تأثیری و همیشگی یا همراهی ساده‌ای برای آواز کودکانه استفاده کرد. گام ۴ آموزشگاه ها در کنار سازهای اصلی اُرف در بیشتر مواقع فلوت ریکوردر را هم به عنوان یک ساز مناسب برای کودکان در آموزش ها جای میدهند. نکته قابل توجه این که هر نوع آموزش موسیقی به کودک مساوی با روش اُرف نیست و ممکن است برخی از افراد و آموزشگاه ها از این نام برای جذب مشتری و کسب درآمد بیشتر استفاده کنند. گام ۵ “ریتم” اولین و مهمترین جزء سازنده‌ی بیان موسیقایی است. کودکان به طور طبیعی از بدنشان به عنوان وسیله‌ای برای بیان “ریتم” استفاده می‌کنند. دست زدن، روی زانو زدن، بشکن‌زدن یا پا زدن راههای ریتمیکی است که از بدن و از ریتمهای بدنی یا بدن ضرب می‌توان برای همراهی شعرهای قافیه‌دار آوازها استفاده کرد و درک این ریتم را می‌توان از راه حرکت، و همراهی سازهای همراه کننده با سازهای ضربی اُرف تجربه کرد. اصلاً موضوع مهمی در بدن بعضی از بچه‌ها وجود دارد که حاکی از آریتمی بودن عضلات بچه‌هاست که سخت‌ترین کار در برنامه آموزش ریتمیک می باشد که اگر معلّم از آگاهی کافی برخوردار نباشد می‌توان گفت: آسیب جدّی به کودک وارد می شود. بعضی وقتها باید کودک را در آغوش گرفت و حرکات ریتمیک را به او القاءِ کرد. باید مربی با کودک بجهد، خم شود، راست شود شعرها را واضح بخواند تا کودک را به سوی حوزه‌ یوریتمیک و بعدها ریتمیک کردن بدن کودک سوق بدهد. گام ۶ این روش همواره انگیزه‌ای برای رشد مستقل فراهم می کند و به همین دلیل هرگز آموزشها قطعی و ثابت نیست، اما همیشه در حال رشد، پیشرفت و در جریان است. تأکید این روش بیشتر روی خلاقیت استوار است و این طرح در بردارنده آمادگی برای انواعی از نوآوری‌ها بر اساس فرایندی پیوسته می باشد. کودکان صدای واژه ها، ملودی ها و سازها را بررسی و همچنین تمام اجزای ملودیک و ریتمیک را جستجو می‌کنند. و در ساخت شکل‌های همراهی، مقدمه‌ها و پایان یا حتی کل یک آواز استفاده می‌کنند. گام ۷ در کلاس موسیقی کودک بر مبنای روش اُرف، روی آواز خوانی کودکان هم تأکید شده است. صدا باید ساخته شود چون یکی از مشکلات کلاس آواز بزرگسالان ژوست نبودن صدا در کلاسهای آموزش کلامی (همان کلاسهای آوازخوانی و مقام‌خوانی ‌و…) است، که خود مشکلات عدیده‌ای است که باید با دیدی بسیار دقیق و آکادمیک بررسی شود و این مهم بوسیله صداسازی و سلفژ بدست می آید. گام ۸ همه معلمان اُرف باید روی آوازخوانی کودکان تمرکز کنند. در دوره آمادگی (کودکستان) در هر درس باید بازی هایی برای همانندسازی صداها در نظر گرفت. این نکته خیلی مهم است که بچه‌ها باید توانایی گوش کردن و بازخوانی دقیق الگویِ ملودیکی را که معلم می‌خواند داشته باشند. گام ۹ کودکان باید بخش‌های آوازیِ تمرین را در فاصله‌ سوم بخوانند، هر چند که در تمام تمرین‌های “آواز خوانی” معلم باید از وسعت صدای مطلوب برای بچه‌ها در هر گروه سنی آگاهی داشته باشد و روی نحوه‌ی ایستادن، درست نشستن، نفس‌گیری، تلفظ و صدایی واضح و بدون گرفتگی و انقباض تمرکز کنند. گام ۱۰ انجام یادگیری این فعالیتهای موسیقایی برای کودکان سخت و طاقت ‌فرساست و معلم باید خیلی دقت داشته باشد چون کار پیچیده است؛ ولی کودکان خیلی توانا هستند. بازدهی کار کودکان خیلی خوب است، یادگیری آنها مخصوصاً اگر معلم عاشق آنها باشد، خیلی خوب جواب عشق را با عشق می دهند و جواب عشق یعنی انجام کارهای نشدنی! واین شاید تعریف اصیلی برای هنر باشد.

تاثیرموسیقی بر مغز انسان چیست؟ وقتی می‌گوییم یک قطعه‌ موسیقی بسیار شاد یا غمگین است، فقط به این دلیل نیست که موسیقی، احساس خاصی در ما به وجود می‌آورد. بلکه مغز ما به شکل متفاوتی به موسیقی شاد و غمگین واکنش نشان می‌دهد. حتی قطعات کوتاهی از موسیقی شاد یا غمگین می‌تواند بر ما تاثیرگذار باشد. یک مطالعه نشان داد که پس از شنیدن قطعه‌ای کوتاه از موسیقی، شرکت‌کنندگان تمایل داشتند که یک تصویر از چهر‌ه‌ای خنثی را طبق لحن موسیقی‌ای که شنیده بودند، به عنوان شاد یا غمگین تفسیر کنند. این اتفاق برای سایر حالت‌های صورت نیز رخ داد، اما برجسته‌ترین آن، برای حالات نزدیک به خنثی بود. نکته‌ی جالب دیگر در رابطه با اینکه چگونه احساسات ما تحت تاثیر موسیقی قرار می‌گیرند، این است که دو نوع احساس در رابطه با موسیقی وجود دارد: احساسات درک شده و احساسات حس شده. به این معنی که گاهی ما احساسات قطعه‌ای موسیقی را بدون اینکه واقعا آن را حس کنیم، می‌فهمیم که دلالتی بر این است که چرا برخی از ما گوش دادن به یک موسیقی غمگین را لذت‌بخش و نه افسرده‌کننده می‌دانیم. برخلاف موقعیت‌های واقعی زندگی، در زمان گوش دادن به موسیقی هیچ تهدید یا خطری واقعی را حس نمی‌کنیم، بنابراین می‌توانیم احساسات مرتبط را بدون اینکه واقعا حس‌شان کنیم، درک کنیم.

فواید ساز و موسیقی بر مغز انسان ۱- افزایش ظرفیت حافظه تحقیقات نشان داده است که نواختن موسیقی و نیز گوش دادن به آن باعث تحریک مغز و افزایش ظرفیت آن می‌شود. در یک آزمایش، به ۲۲ کودک بین ۳ الی ۴٫۵ سال درس‌های کیبورد و یا آواز داده شد. در سوی دیگر، به گروهی ۱۵ نفره نیز هیچ درس موسیقی ارائه نشد. هر دو گروه در یک کلاس پیش دبستانی قرار گرفتند. نتایج نشان داد، کودکانی که در کلاسهای هفتگی کیبورد شرکت می‌کردند، ۳۴ درصد بهتر از سایرین در کسب مهارت‌های ماندگار عمل کردند. بنا بر مقاله‌ای که در مجله آنلاین تلگراف منتشر شده است، «تحقیقات اخیر نشان می‌دهد که نواختن منظم یک ساز باعث تغییر شکل و قدرت مغز شده و می‌تواند از آن برای بهبود مهارت‌های شناختی افراد استفاده کرد.» همچنین تحقیقات نشان داده است که نواختن منظم موسیقی باعث بهبود مهارت در استفاده از دستان، شنوایی، ذخیره اطلاعات صوتی در ذهن و حافظه در افراد می‌شود. همچنین این کار می‌تواند به اندازه ۷ نمره، آی‌کیو افراد را بهبود بخشد. ۲- بهبود دادن مدیریت زمان و مهارت‌های سازمان‌دهی یادگیری نواختن یک ساز نیازمند تمرین نظم و سازمان‌دهی است و یک موسیقیدان خوب می‌داند که کیفیت زمان تمرین از کمیت آن مهم‌تر است. یک نوازنده برای این‌که بتواند سریع‌تر پیشرفت کند، خواهد آموخت که چگونه زمان خود را سامان دهد و از زمان خود به شکل بهینه استفاده کند. ۳- افزایش مهارت کار تیمی انجام کار تیمی از مهارت‌های بسیار مهم برای موفقیت در زندگی هستند. نواختن یک ساز نیازمند این است که نوازنده برای ساخت آهنگ با سایرین همکاری کند. در یک گروه موسیقی، افراد می‌آموزند که چگونه با سایرین کنار بیایند و همکاری کنند و برای نواختن یک آهنگ خوب به صورت گروهی، هر نوازنده باید یاد بگیرد که به دیگران گوش فرا دهد تا افراد در کنار هم بتوانند آهنگی دلنواز خلق کنند. ۴- افزایش پشتکار یادگیری نواختن یک ساز نیازمند صرف زمان و تلاش است که این امر باعث می‌شود که صبر و پشتکار افراد در بوته آزمایش قرار بگیرد. هیچ قطعه موسیقی را نمی‌توان بار اول بی نقص اجرا کرد و اکثر نوازندگان پیش از آنکه بتوانند قطعه‌ای را به درستی اجرا کنند، بارها آن را تمرین می‌کنند. 5- بهبود هماهنگی جسمی و ذهنی هنر نوازندگی نیازمند هماهنگی و همکاری چشم و ذهن و دست‌هاست. با خواندن نُت از روی یک صفحه، مغز به صورت ناخودآگاه این نت‌ها را به الگوهای حرکتی تبدیل می‌کند. به این مجموعه، تنفس و گرفتن ریتم را نیز اضافه کنید تا بهتر متوجه هماهنگی ایجادشده شوید. ۶- بهبود توانایی ریاضی خواندن نت‌های موسیقی نیازمند شمارش نت‌ها و ریتم‌هاست که این امر می‌تواند به بهبود مهارت‌های ریاضی مغز کمک کند. در عین حال، مطالعه تئوری موسیقی نیازمند یادگیری جنبه‌های بسیاری از ریاضی است. مطالعات نشان داده است که دانش‌آموزانی که سازی را می‌نوازند از دانش‌آموزانی که سازی نمی‌نوازند، نمره‌های بهتری کسب می‌کنند. ۷- بهبود مهارت‌های درک مطلب بنا بر تحقیقی که در مجله «روانشناسی موسیقی» چاپ‌شده است، کودکانی که به مدت چند سال در کلاس‌های مربوط به آموزش موسیقی و آموزش ریتم‌های پیچیده شرکت کرده‌اند، عملکرد بهتری در خواندن و درک مطلب متون از خود نشان داده‌اند. شاید چنین نتیجه‌ای چندان عجیب نباشد چرا که نوازندگی شامل خواندن و ادراک مداوم است. زمانی که نوازنده نت‌های سیاه و سفید را روی یک صفحه می‌بیند، باید بتواند نام نت را تشخیص داده و آن را به حرکت دست متناسب ترجمه کند. در عین حال باید بتواند ریتمی که نت‌ها تشکیل می‌دهند تشخیص دهد و الگوی مناسب را اجرا نماید. ۸- افزایش احساس مسئولیت نواختن یک ساز مسئولیت‌هایی نیز به همراه خود دارد. نگهداری از ساز و حفظ آن و نیز احساس مسئولیت برای شرکت در تمرین و انجام تمرینات روزانه از عواملی است که می‌تواند باعث افزایش حس مسئولیت افراد گردد.

فواید نواختن پیانو در سنین مختلف 1- دروس پیانو نسبت به دروس کامپیوتر بسیار سودمندتر هستند و میتوانند مهارتهای استدلالی مورد نیاز در کودکان برای یادگیری علوم و ریاضیات را بهبود بخشند. (ژورنال نورولوژیک - فوریه 1997) 2- فعالیت مغز افرادی که پیانو می‌نوازند هنگام انجام فعالیتهای فکری نظیر شطرنج، علوم،‌ریاضیات و مهندسی 34% بیشتر از افراد عادی است.(دانشگاه کالیفرنیا، Irvin study ) 3- یادگیری پیانو قبل از سن 7 سالگی به فرآیند شکل‌گیری ارتباطات بخشهای حرکتی و احساسی مغز کمک می‌کند.(‌مطالعات دانشگاه کنکوردیا) 4- میزان IQ افرادی که به مدت 9 ماه دروس پیانو را فراگرفته باشند 3 درجه ارتقاء می‌یابد.(مطالعات دانشگاه تورنتو) 5-میزان مهارتهای استدلال زمانی-فضایی کودکان پیش دبستانی که به مدت 6 ماه دروس پیانو را گذرانده‌اند به میزان قابل توجهی پیشرفت داشته است. دروس پیانو موجب بهبود مهارت تفکر انتزاعی در کودکان می‌شود. (دانشگاه کالیفرنیا، Irvin study ) 6-کودکانی که به مدت 3 سال دروس پیانو را فراگرفته باشند از احترام به نفس (self-esteem ) بیشتری نسبت به افراد عادی برخوردارند. (‌مطالعات دانشگاه مک گیل کانادا) 7- موسیقیدانان در سنین دانشجویی در مقایسه با سایر دانشجویان از سلامت بهتری برخورداند. (Houston chronicle, January, 1998) 8- نواختن پیانو بیش از سایر فعالیتهای هنری خلاقانه موجب کاهش استرس می‌شود. (ژورنال بین المللی آموزش موسیقی) 9- یادگیری پیانو نیازمند بردبادی و پشتکار زیاد است. پیانیستهای خوب فوق العاده منضبط و با‌دیسیپلین هستند. 10- نواختن پیانو تنها یک فعالیت فردی محسوب نمی‌شود. در صورتیکه با سایر نوازندگان همنوازی کنید مهارتهای شنیدن، برقراری ارتباط و کار تیمی شما رشد می‌کند.

یادگرفتن یک ساز، روند رشد مغز را سرعت می‌بخشد نورولوژیست ها در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، اخیرا تحقیقی را بر روی اثر نواختن آلات موسیقی بر رشد توانایی اجتماعی، احساسی و شناختی کودکان انجام داده‌اند. بر طبق این نتایج کودکانی که با ابزارهای موسیقی تمرین می‌کردند، در مقایسه با دو گروه شاهد دیگر، در پردازش صدا بسیار دقیق‌تر بودند. یادگیری زیاد موسیقی، مغز را مانند ماهیچه‌ای تمرین می‌دهد. این مورد توسط محققانی در مرکز پزشکی بث دکونز اسرائیل در بوستون نیز نشان‌داده‌شده‌است. آن‌ها کشف کردند که افراد موزیسین مغز بزرگتری نسبت به افرادی که تمرینات جدی موسیقیایی نداشته‌اند، دارند. ارتباطات خاص در مغز آن‌ها ما ادعا نمی‌کنیم که افراد نوازنده می‌توانند ذهن دیگران را بخوانند، اما نشانه‌های مشخصی در قسمت‌هایی از مغز وجود دارد که با ایجاد موسیقی و شناخت اجتماعی ارتباط دارد. تحقیقی که سال ۲۰۱۲ در برلین انجام شد، نشان داد که گیتاریست هایی که باهم می نوازند، یک ارتباط بسیار باور نکردنی بین مغزهایشان، درطول نوازندگی یا حتی قبل از آن، احساس می‌کنند. تحقیق دیگری بر روی “اساس نورونی خلاقیت” از طریق بررسی گیتاریست‌ها در زمانی که نوازندگیشان رشد می‌کرد، انجام شد. محققان دریافتند که در ضمن نوزاندگی قسمتی از مغز گیتاریست‌ها که در ارتباط با تفکر آگاهانه است، به طور لحظه‌ای غیرفعال می‌شود. دیده اید که اغلب نوازندگان به سمت زندگی تنها می روند؟ یک نوازندۀ بزرگ، می تواند یک قطعه ی پیچیده را بسیار ساده تر از چیزی که هست جلوه دهد. تمرینات لازم برای رسیدن به این جایگاه آسان نیست، ولی نوازندگی اغلب نیاز به تلاش آگاهانه ی زیادی ندارد.

دسته بندی ساز های زهی یا انواع آن در کشور ما ایران معمولا در حوزه اموزش تخصصی موسیقی و ساز گروه آلات موسیقی زهی را به دو دسته ساز های زهی ایرانی و سنتی و ساز های زهی غربی یا کلاسیک تقسیم می کنند. علاوه برآن ساز های زهی بر اساس نوع ساخت به گروه های مختلفی تقسیم می شوند که در سه گروه 1/ بربط ها 2/چنگ ها 3/ معازف جای می گیرند. ساز های زهی بر اساس شیوه نواختن هم با یکدیگر متفاوت هستند.در این دسته بندی ساز های زهی در سه گروه جای میگیرند: 1/سازهای زهی کمانه ای یا آرشه ای: دسته‌ای از سازهای زهی که زه‌های آن‌ها با استفاده از آرشه یا کمانه به صدا درمی‌آید سازهای کمانه‌ای نام دارند. عمل به صدا درآوردن زه‌های سازهای کمانه‌ای با کمانه را کمانه‌کشی می‌گویند. ویولن و کمانچه نمونه‌ای از سازهای زهی کمانه‌ای هستند. 2/سازهای زهی کوبشی یا ضربه ای: در این روش از نواختن، صداها با ضربه زدن بر روی زه یا سیم ایجاد می‌شوند. پیانو و سنتور از نمونه سازهای زهی ضربه‌ای هستند. 3/سازهای زهی زخمه ای: سازهای زهی زخمه‌ای با روشی نواخته می‌شوند که در آن با زخمه زدن با انگشت یا مضراب بر عامل مرتعش‌شونده صدا تولید می‌شود. بیشتر سازهای زهی زخمه‌ای از خانواده بربط‌ها هستند ازجمله گیتار، گیتار بیس، سی‌تار، بالالایکا، بانجو، و ماندولین.